مقالات فرش ماهور

مصرف، جامعه و ظرفیت‌های تولید فرش ماشینی

عوامل بسیاری می توانند در پروسه تولید تا مصرف دخالت داشته باشند تا یک مجموعه تولیدی بتواند در مسیر توسعه ی خود گام بردارد. این عوامل از ایده ی اولیه سرمایه گذاری و تولید شروع می شود و تا وقتی که محصول به دست مشتری می رسد و به مصرف می رسد ادامه پیدا می کند.

بنابراین سه مرحله اصلی را می تواند در این فرایند تشخیص داد. مرحله قبل از تولید، مرحله تولید و مرحله فروش یا مصرف. در این سه فرایند جایگاه ایده همچنان حفظ می شود اما شدت و ضعف های خود را دارد. مثلا در مرحله اول جایگاه ایده بسیار رفیع است چون شما کماکان تولید را آغاز نکرده اید و همه چیز بصورت یک موضوعی است که نیاز به اندیشه دارد. ابتدا روی چه موضوع تولیدی یا خدماتی سرمایه گذاری کنم. چشم انداز و استراتژی من برای کار چه خواهد بود. چه تکنولوژی ای بخرم و از این قبیل سوالات که ما را وا می‌دارد فکر کنیم تا قبل از شروع کار چه چیزهایی را در نظر بگیریم. در مرحله دوم که مرحله ی تولید است ما به مسائل فنی تولید، راندمان، نوع مواد اولیه، کیفیت تولید و… می اندیشیم کیفیت اندیشه و ایده در اینجا مبتنی بر ایده ی مرحله اول و بیشتر در قالب اندیشه مهندسی می باشد. در مرحله بعد از تولید ایده های فروش مطرح می شود. این سه مرحله بسیار به همدیگر وابسته می باشند و نمی توان آنها را جدا از همدیگر فرض کرد. آنچه در اینجا می خواهیم بعنوان یک محور کار در نظر بگیریم موضع این است که ارتباط بین ایده ی کار و جامعه ی مصرف چگونه می تواند کل پروسه تولید را تحت تاثیر قرار بدهد. بنابراین سوال اصلی این است: ما می خواهیم برای چه کسانی تولید کنیم؟

وقتی از این صحبت می کنیم که می خواهیم برای چه کسانی تولید کنیم در حقیقت داریم در مورد افراد و جامعه ای که در آن زندگی می کنند صحبت می کنیم و در حقیقت با یک موضوع جامعه شناختی روبرو هستیم.

در استراتژی تولید و فروش مهم است که در نظر بگیریم مصرف کننده ی کالای ما چه قشری از جامعه خواهند بود. طبیعتا اگر بخواهیم تولیدی داشته باشیم که همه اقشار جامعه را در بر بگیرد یکی از مهمترین فاکتورهای تولید و فروش را در نظر نگرفته ایم. ما تولید می کنیم تا مصرف شود و مصرف یک عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

حالا می توانیم بصورت ویژه تر یک محصول را در نظر بگیریم و آن فرش ماشینی است.

ابتدا به قابلیت این متریال می پردازیم. فرش ماشینی در حقیقت ماشینیزه شده ی فرش دستباف می باشد. فرش دستباف هم به لحاظ زمان و هم نحوه ی بافت جزء صنایع دستی با ارزش قرار می گیرد و بهمین لحاظ از نظر قیمت نسبت به فرش ماشینی معمولا بالاتر می باشد. اما فرش ماشینی با تکنولوژی های تندباف و در تیراژ بالا بافته شده و از لحاظ قیمت نسبت به دستباف پایینتر می باشد. بنابراین آنهایی که قدرت خرید فرش دستباف را دارند با آنهایی که فرش ماشینی می خرند تفاوت دارند. طبقات اجتماعی متوسط بالا و بالا بیشتر نسبت به خرید فرش دستباف مبادرت می کنند و طبقات متوسط و پایین بیشتر تمایل به فرش های ماشینی در سطوح مختلف قیمتی دارند.

اما در ظرف بیش از یک دهه گذشته تحولات تکنولوژیکی و فنی و هنری بیشتری در فرش ماشینی اتفاق افتاده است. فرش ماشینی ابتدا در تراکمهای پایینتر و شانه های پایینتر کار می شد. اما یک استراتژی نسبت به بقیه ی استراتژی ها بیشتر مورد استقبال قرار گرفت چونکه نتایجش بسیار مشهود بود و آن اینکه ماشینی بافتی خریداری شود که بتواند فرش ریزبافتری تحویل دهد. با این تغییر حجم فروش و سود فرش با رفتن از ماشینهای بافت 360 ، 440 ، 500 و 700 شانه به ترتیب توانستند فروش و سود بالاتری را ایجاد کنند. در این بین ماشینهای 700 شانه یک تحول جدی تری در ماشین‌های بافت فرش بود و می‌توانست با سرعت بالاتر و ظرافت بیشتری فرش تولید کند. اما یک نکته در این میان از اهمیت برخوردار است و اینکه با ریزبافتتر شدن فرش ماشینی قیمت آن هم به نسبت بالاتر می رفت. فرش های از 500 شانه به پایین معمولا برای خانواده های با تمکن پایینتر مناسب بود و فرش 700 شانه بیشتر برای خانواده های طبقه متوسط. اما آنچه مهم است که همین استراتژی ریزبافتتر شدن و قیمت بالاتر باز هم ادامه پیدا کرده است و فرش های 1000 شانه، 1200 شانه و امروز 1500 شانه بر اساس همان استراتژی خریداری شده است. بنابراین طیف خریدار فرش بتدریج به طبقات متوسط تا متوسط بالا را شامل شده است چرا که قیمت این نوع فرش ها برای طبقات پایینتر قابل خرید نیست بویژه که در فرش 1500 شانه این طیف به طبقه متوسط بالا نیز تغییر می کند.

با توجه به موارد فوق می توانیم اینگونه بگوییم که سود فرش در ایران بر مبنای طبقات پایین در نظر گرفته نشده است بلکه روند مورد نظر، اقشار پردرآمدتر را شامل شده است. بر هیمن مبنا طراحی و متریال فرش هم بیشتر به سمت سرمایه‌گذاری روی این نوع فرشها متمایل شده است. همچنین یک شاخص اجتماعی و فرهنگی تاثیرگذار نیز در این روند بسیار تاثیرگذار بوده است و آن نقش پرستیژ می باشد. بنا به فرهنگی که بتدریج بوجود آمده آن فرد یا شرکتی که ماشین با شانه بالاتر دارد از پرستیژ بالاتری برخوردار است و بنابراین این پرستیژ باید در قیمت و سود هم دیده شود. آنچه در صنعت فرش ماشینی ایران مشهود بوده این است که این مدل تا حد زیادی جواب داده است اما به سمت آن رفته است که دایره خریدارانش را به سمت طبقه متوسط و متوسط بالا برده است.

اما یک استراتژی دیگری هم در صنعت فرش چند سال اخیر پیگیری شده است و آن اینکه فرش ها علاوه بر قالب کلاسیک در قالبهای مدرن و پست مدرن هم تولید می شود. از آنجا که این فرش ها معمولا به این دلیل بافته می‌شوند تا با قیمت مناسبتری فروخته شوند باز هم می بینیم که این تغییر به سمت ارزانتر شدن فرش نرفته است و هدف تولید این نوع از فرشها که اغلب با ماشینهای شانه پایینتر بافته می شود نیز قشر بالاتر را هدف قرار داده است. بنابراین موضوعی که می توانیم به آن پی ببریم این است که صنعت فرش ماشینی تا حد زیادی یک قشر مهم مصرف کننده ی خود را بتدریج دارد وا می نهد و آن را به کف پوشهای بسیار ارزانتر یعنی موکتی ها سوق داده است و این سهم از بازار را با این نوع سبک تولیدی که اکنون وجود دارد به صرفه نمی داند. البته در این بین فرش های گبه و گلیم هم هستند که قشر پایینتر را هدف قرار می دهند که البته با تمرکز و اندیشه در این مقوله ها می توان سهم این بازار را برای صنعت فرش حفظ کرد. اما در ابعاد فرش کلاسیک تقریبا این بازار برای بسیاری جذابیتش را از دست داده است. البته در این بین با افزایش قیمت دلار و نوسانات ارزی، به اقتضاء زمان تغییراتی برای مواد اولیه مصرفی در فرش بوجود آمد که این تغییرات شامل: استفاده بیشتر از نخ های پلی استر، نخهای ترکیبی اکریلیک و پلی استر در انواع مختلف بوده است که البته استفاده روزافزون از این مواد در فرش های 700 شانه بیشتر برای از دست ندادن طبقه متوسط و متوسط پایین بوده است. چون با این نوسانات قدرت خرید اقشار بیشتر از مردم به سطح پایینتری افت کرده است.

بنابراین در آخر می توانیم این سوال را مطرح کنیم که آیا بازار فرش ماشینی ایران تمرکزش را به سمت قشر متوسط و متوسط بالا دارد می برد و از سهم های دیگر بازار چشم پوشی کرده است؟ آیا بازار فرش و کف پوش ( فرش دستباف، فرش ماشینی و نهایتا موکت ) به اقتضای شرایط اقتصادی و اجتماعی سهم خودش را پیدا کرده است؟ ظرفیت های تولید فرش ماشینی می تواند تا کجاها ادامه داشته باشد و این ظرفیت نیاز به چه توانهایی برای وسعت دادن بیشتر برای تولید و فروش دارد؟ امیدواریم در نوشته های دیگر تا جای امکان به سوالاتی این چنین بپردازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *